بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

202

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

علاجش بدستورى كه در محلش مبين‌ست بايد كرد و تقويت دماغ نمودن و اطريفلات در تقويت و تنقيه معده و دماغ جامع النفع‌اند و آنجا كه سبب فساد اخلاط معده باشد نخست تنقيه خلط فاسد بايد كرد بعده تقويت دماغ و معده نمودن چنانچه گفته شد و در هر دو نوع از تخمه و مضعفات معده پرهيز واجب بود و آنجا كه سبب بخار منى باشد و يا طمت محتبس استفراغ آن نافع آيد و بعد از ان تقويت دماغ و گرده و رحم بايد كرد و بتدابير اين در اصناف رحم اشارت تام واقع شود و آنجا كه سبب بخار همه تن بود خلط غالب را دفع بايد كرد و مزاج بدن را بتبديل كردن و فربه را لاغر ساختن و لاغر را فربه كردن و آنجا كه سبب تيزى حس دماغ باشد خشخاشيات و مخدرات و غذاهاى غليظ جمله نافع بود و از بويهاى غالب حذر لازم بود و آنجا كه سبب اندر جوهر دماغ يا غشاء آن بود تدابير اقوى بايد كرد و رفق عظيم مرعى داشتن و در تقويت دماغ و تنقيه آن بسيار كوشيدن و علاج صداعها و سرسامها و جنونها اينجا بسيار مناسب بود هر ماده را مناسب آن و بعد تنقيه روغن مار بر سر ماليدن و بدان مداومت نمودن نافع بود و حكماء هند گويند كه صرع بيشتر مردم بزرگ را از كرم دماغ افتد و علامت آن بدبوى مخاط و غلبه ترى دماغ باشد و احساس حركت چيزى در مقدم دماغ و گرانى و خارشى و دغدغه در ان موضع و حدوث صرع در خلوء در حركت و علاج آن بود كه بمسهلات رطوبات را كم كنند و چيزهايى كه كرم را كشد در بينى چكانند و دمند و بر پيشانى و ميان دو ابرو طلا كنند و از ادويه كه در صداع دودى دماغى گفته شد به همان دستور چندانكه آن اعراض بر طرف شود و انگاه تقويت دماغ كنند و تعديل مزاج و چون اكثر وحشتهاى دماغ بيشركت معده و دل نمىباشد در معالجات مراعات آنها واجب دانند و طريق كلى در مراعات مصروعين آنست كه چون صرع گرفت اندامهاى او را راست بدارند و به پشت خوابانيده و اگر تشنجى قوى مىباشد انگشتان دست او را گشاده بدست گيرند تا به ناخن آزرده نشود و انگشتان پايهاى او را راست بدارند تا ناخن بر زمين نه‌زند و اگر زبان مىخايد لته در ابتدا اندر دهن او نهند و در اواخر تشنج سر او را بكاورس تكميد كنند و بعضى از اعصاب و عضلات او را محكم بگيرند و بمالند چنانچه در شخوص گفته شد و چند بيدستر و سداب ببويانند و بر پيشانى و درون گوشها بمالند به آب سائيده تا زودتر به خود آيد و بايد كه همواره چند نفر او را پاسدارند تا در آب و آتش و چاه و غيره نيوفتد و از بلنديها و سوارى و كنار آب و آتش و جاهاى ناهموار او را حذر فرمايند و از چيزها كه خوردن آن صرع را مىجنباند چون كرفس و گوشت بز و خمر و چيزهاى سخت